سیاه زخم به قلم آزاده دریکوندی
پارت سی و چهارم :
میز شام را چیده بودند و لوسترهای خانه همگی روشن...
اردشیرخان در گوشهای از سالن خودش تنهایی روی تشکچهای مخملی نشسته بود و شطرنج بازی میکرد.
عصایش را کنار صورتش ستون کرده بود و با دقت به مهرهها زل زده بود.
توپ تئو که پرت شد و ردیفی از سربازها را به هم ریخت اخمهای پیرمرد بیچاره توی هم رفت.
- پدر سگ!
روی یکی از مبلمان چرمی سالن، دست به سینه نشسته بودم و به جست و خیز تئو نگØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
Zar
0عجب آدمیه ها این همایون هر سری بدترم میشه
۲۲ ساعت پیشLeila
3ینی کی این هامونو درسا خوب میشن باهم آخرای رمان نباشه زودتر باشه لطفا🤣🤣
۷ روز پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نه اگه خوب شدنشون آخرای رمان باشه منم اعتراض دارم😂
دیروزLeila
0قربون نویسنده خودمون😘
۲۲ ساعت پیشMalus
1حالا می فهمم چرا گفتین همایون ارزش شخصیت اصلی یه رمان بودن و نداره..
۳ روز پیشمینا
0درسته پتانسیل نداره اما وقتی نویسنده به این موضوع فکرکرده که راجبش یک رمان بنویسه نباید تا این حد بیخود میبود . الان دارم فکر میکنم نویسنده چطور حتی به ذهنش خطور کرده که راجب این شخصیت که چیزی برا عرضه نداره داستان بنویسه انگار حضورش حتی برای این رمان غیر ضروری هست. انتظار بیشتری داشتم واقعا🫠🫠
۳ روز پیشمیو
1مگه دربارش رمانی نوشته شده؟قراره جایی شخصیت اصلی باشه؟
۳ روز پیشمیو
1ولی اینطور نیست که هیچ چیزی برای عرضه نداشته باشه ویژگی های بدش رو باقی کاراکترام دارن ولی یکجا ندارن😂 درسته که برای خودش کاری نمیکنه اگه بهش پول ندن لنگ میمونه روی پای خودش نیست همیشه غر میزنه گلایه میکنه نمک نشناسه بی ادبه ولی خب اگه قرار بود همه کاراکترا دوست داشتنی باشن غیر واقعی میشد
۳ روز پیشمیو
1فک کنم من تنها کسیم که امید دارم همایون رشد اخلاقی کنه ازش روهای دیگه ایم ببینیم🤧 برام خاکستریه با اینکه گاهی واقعا ازش چندشم میشه دلم براش میسوزه انگار زندگیش توی یه دور باطل گیر کرده ادمای اینطور سر به هوا معمولا ازدرون اعتماد به نفسم ندارن فقط بیرونشون سرخوشه
۳ روز پیشمیو
1ازاده جون میشه یکم راجب همایون بگی ؟منظورم توصیف شخصیتشه البته ممکنه بخوای خودمون به مرور با شخصیت هایی که خلق کردی اشنا بشیم🫠 دلم میخواد کله همه کاراکترارو باز کنم توشو ببینم 😂به نظرم همشون خیلی واقعی شدن خیلی خوب شخصیت پردازی شدن میشه درکشون کرد مثل یه انسان دیدشون
۳ روز پیشمینا
0درسته اماواقعاخیلی بهترمیشدیک رمان دوتا شخصیت جالب وپرچالش داشته باشه.مثل مهمیزسیاه ک اوایل سورن ومیکایل بعدم هامون اضافه شدواقعا دل انگیزبود اینجوری حوصله مخاطب سرنمیره چون بخش بزرگ رمان همین شخصیت فرعی هاهست اگرحوصله سربرمضخرف باشن بدمیشه فعلابه جز اردشیر بقیه چیزی برای ارائه ندارن.
۲ روز پیشMalus
1با احترام مینا جان، من نظر متفاوتی دارم؛ بنظرم یه رمان خوب نیازمند شخصیت هایی هم هست که ما ازشون متنفر باشیم. می دونم ویژگی های اخلاقی همایون زیادی بد هستش اما متاسفانه در زندگی عادی هم هستن افرادی با این ویژگی های اخلاقی، و من یکی از معیارای شخصیم برای سنجش یه رمان، میزان تطبیق اون با زندگی واقعیه.
۲ روز پیشمینا
1نگفتم رمان نبایدشخصیت بدداشته باشه یاچون ازهمایون خوشم نمیاد نویسنده مقصره نه اصلا. منتهاگفتم این ادم ب عنوان کسی ک نویسنده خاسته راجبش رمان بنویسه باید خیلی جذاب ترکاریزماترباشه.مثل سورن دردومینوکه همه عطش داشتن یک رمان راجب شخص اون بخونن.راستش دوست داشتم یک شخص دیگه باشه ک قندتو دلم اب کنه جزهامون
۲ روز پیشMalus
1ادامه: از طرف دیگه، شخصیت هایی که ما دوستشون نداریمم حضورشون تو رمان خوبه . چون اونا مکمل هستن و هرکی یه نقشی تو رمان داره. ما همونقدر که گیسو رو دوست نداریم بنظرم همونقدر هم لازمه که حضور داشته باشه، همینطور همایون. هر کدومشون بد، جلف، هیز و.. بازم بنظرم تکمیل کننده رمانن.
۲ روز پیشمینا
0به نظرمن هرشخص باید باید داستان خودشو داشته باشه اینا شخصیت های ساده ای نیستن اخه ازیک خانواده مافیایی بیشتر از این انتظارمیرفت یعنی به جز هامون ودرسا و اردشیر یک شخص دیگه نباید باشه دلمون براش تنگ بشه جذبش بشیم از اون گذشته پسرای یک مافیاباید انقدگوگولی بزرگ بشن؟ دوست داشتم حداقل هماکمی خشن تر باشه
۲ روز پیشMalus
1وایی..گوگولی؟🤣 ولی خداوکیلی گناه دارن باباشون بالا سرشون نبوده.. جالبه یجا می زنم همایون و roast می کنم یجا دیگه می آم می گم نه گناه داره..🥸
دیروزMalus
1ادامه: آزاده بانو جان هم گفتن که وقتی می گن وقایع نویس آدم هایی هستم که تو سرم زندگی می کنن واقعا همینه. گفتن خیلی وقتا یسری چیزها حتی باب میل خودشونم نیست اما می نویسن چون مثلا سورن تو سرشون اون کار و انجام داده و اون تصمیم و گرفته.
۲ روز پیشMalus
0ادامه: و جدا از اینکه این موضوع خفنه، بنظرم کمک کننده اس برای اینکه تعادل رمان حفظ بشه. یعنی وقایعی که خود نویسنده هم ازشون راضی نیست و یا همایونی که حتی خود نویسنده هم ازش خوشش نمی آد یجور متعادل کننده رمانه. کلا می خوام بگم که شخصیت های منفور هم وجودشون به رمان جذابیت می ده باوجود همون نقص هاشون.
۲ روز پیشLeila
5همایون خودش تنش میخاره ها🤣🤣
۷ روز پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
دقیقا🤣
دیروزمحرابی
0یکی دهن این همایونو ببنده بیشعور هرچی به دهنش میاد میگه همون حقت بود اززیر خاک درنمیاوردنت. دلم برای هامون سوخت اقبال بدکرد درحقش. ممنونم زیبا بود
۵ روز پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
تربیت نداره💔 و متاسفانه میدونه کجای ضعف هامون دست بذاره که حرف از مادرش میزنه
دیروزنسترن
0عجب چکی جیگرم حال اومد.
۶ روز پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
میبینم همه حال کردین همایون کتک خورده🤣
دیروزآمینا
1همایون حرف دهنتو بفهم.چه چک جانانه ای شیرمادر و نان پدر حلالت هامون خان.افسانه انگار از درسا ناراحته رفتارش یجوری بود
۷ روز پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
همایون متاسفانه هیچ راه و روشی هم اثر نمیذاره روش🫤
دیروزRoghayyeh
2هامون مهربونی بهت میاد ادامه بده
۷ روز پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
😍
دیروزRoghayyeh
1با حرف دایی اردشیر حال کردم خوب میگه حقش بود
۷ روز پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قشنگ منتظر بود انگار🤣
دیروزدویار ❤️
1دلم برای هامون سوخت 😟خیلی تنهاست 😟 این دوتا کی عاشق هم میشن که هامون از تنهایی دربیاد ،درسا خانوادش رو داره میتونه بره و بیاد ولی اون کسی رو نداره
۷ روز پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
آره هیشکی رو نداره😔یه دایی اردشیر داره که اونم هوش و حواسش خوب کار نمیکنه💔
دیروزفاطمه
1اره واقعا مهسا قشنگ گف کی بشه سورنم بیاد تو قصه
۷ روز پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
سورن فراموش نمیشه😂
دیروزمهسا
5البته میدونم شاید مورد حمله قرار بگیرم.. ولی خوب شد که درسا زن هامون شد.. چی بود هومن مث شیر پاکتی بود
۷ روز پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نه فکر نکنم هومن بدبخت طرفداری داشته باشه😂💔
دیروزمهسا
4شدیدا دوست دارم به قسمت هایی برسه که سورن وارد میشه
۷ روز پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
واو🤤
دیروزمهسا
1هامون و منوچهر و اقبال سه داداشی زدن تو کار خلاف..
۷ روز پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
شغل خانوادگیشونه😂
دیروز
لطفا صبر کنید...

Zar
0چقدر مغموم شده این هامون 👀